• حوزه های مشاوره
  • مقاله ها
    • بزرگسال
    • روابط عاطفی
    • فرزندپروری
    • اختلال ها
    • سالمند
    • کودک و نوجوان
    • مهارت زندگی
  • مشاوران و روان درمانگران کلینیک
    • دکتر سرور سعیدیان
    • نیلوفر عظیمی
    • دکتر صدیقه محمدی
  • پرسش های متداول
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • ارتباط از طریق واتس اپ - ۰۹۳۶۶۴۹۸۷۵۳
  • nilsouonlineclinic@gmail.com
نیلسو
  • حوزه های مشاوره
  • مقاله ها
    • بزرگسال
    • روابط عاطفی
    • فرزندپروری
    • اختلال ها
    • سالمند
    • کودک و نوجوان
    • مهارت زندگی
  • مشاوران و روان درمانگران کلینیک
    • دکتر سرور سعیدیان
    • نیلوفر عظیمی
    • دکتر صدیقه محمدی
  • پرسش های متداول
  • درباره ما
  • تماس با ما
نیلسو > مقاله ها > فرزندپروری > ضرورت آموزش احساسات به کودکان

ضرورت آموزش احساسات به کودکان

30 تیر 1403
ارسال شده توسط سرور سعیدیان
فرزندپروری، کودک و نوجوان، مهارت زندگی

اهمیت آموزش احساسات به کودکان

قدرت زیادی پشت نامگذاری احساسات ما نهفته است. هدف ما آموزش گسترده واژگان عاطفی به کودکان است تا بتوانند احساسات خود را برچسب گذاری کنند. کودکان معمولا برای یادگیری شناخت احساسات خود، از ابتدایی ترین آنها شروع می کنند، که اغلب به عنوان “احساسات اصلی” شناخته می شود، یا احساساتی که ذاتی و در همه مشترک هستند. چند نظریه احساسات اساسی وجود دارد. یکی از نظریه های پرطرفدار توسط روانشناس بالینی پل اکمن (Paul Ekman) در سال ۱۹۷۰ است که او ۶ احساس اساسی را به ‌عنوان غم، شادی، ترس، خشم، تعجب و انزجار نام می‌برد. در سال ۱۹۹۰،او این فهرست را گسترش داد و غرور، شرم و هیجان را به آن افزود. با تمام تحقیقاتی که در مورد احساسات انجام شده است، مطالعات هنوز کامل نشده اند، اما یک چیز بسیار واضح است – نامگذاری احساسات به ما کمک می کند تا مهارت های مدیریت احساسات خود را توسعه دهیم. کودکان نیز مانند ما احساسات پیچیده ای را تجربه می کنند. خشم، هیجان، قدردانی، ناامیدی و شادی. کودکان با این توانایی به دنیا نمی آیند که چگونه احساس خود را برچسب گذاری کنند. اغلب، ما بیان عاطفی آنها را از طریق حالات چهره، زبان بدن و رفتارها می بینیم. ما باید ابزارهایی را در اختیار کودکان قرار دهیم تا بتوانند احساسات خود را به درستی بیان کنند، آنها به واژگان همراه با درک احساسات در بدن خود نیاز دارند.

 

به فرزندان خود یاد ندهید که هرگز عصبانی نشوند: به آنها بیاموزید که چگونه عصبانی شوند.

از زمانی که نوزادان به دنیا می آیند، آنها شروع به بیان احساسات خود می کنند. روشی که ما به این احساسات پاسخ می دهیم، شروع کمک به آنها در شناسایی، ابراز و تنظیم احساسات خود است. برای مثال: اگر یک ماهیتابه را روی زمین در آشپزخانه بیندازید، کودک شروع به گریه می کند، با این فرض که این صدای بلند باعث ایجاد احساس ترس در او می شود. می روید، به آرامی بچه را برمی دارید و با صدایی آرام می گویید: “حتما این صدای بلند تو را ترسانده، واقعا صدایش بلند بود” در این موقعیت، شما یک تعامل مهم و قابل آموزش از بیان عاطفی، برچسب زدن و تنظیم مشترک با یک نوزاد را تجربه کرده اید. این تازه شروع یادگیری آنها در مورد احساسات است. کودکانی که قادر به برچسب زدن، ابراز و مدیریت احساسات به شیوه ای سالم هستند، اغلب در آینده نتایج فوق العاده مثبتی از خود نشان می دهند. احتمال اینکه کودکان همدل و دلسوز باشند، در مدرسه و محیط کار بهتر عمل کنند، روابط مثبت ایجاد کنند، مشکلات رفتاری کمتر و انعطاف پذیری بیشتر و  احساس مثبتی نسبت به خود داشته باشند و اعتماد به نفس بیشتری نشان دهند افزایش می یابد.

 

برای آموزش احساسات خود و دیگران به کودکان چه کنیم؟

 

مدل سازی نشان دادن احساسات

در آموزش احساسات به فرزندتان، خودتان الگوی مناسبی باشید: درباره احساسات خود با ذکر نام و برچسب احساس با او صحبت کنید. درباره احساسات خوب و بد خود بگویید. همه ما احساساتی داریم و مهم است که کودکان درک کنند که این یک تجربه عادی است. آنچه را که می خواهید ببینید و از کودک خود بشنوید مدل کنید. حالات صورت خود و نحوه احساس سر، قلب و بدن خود را هنگام تجربه احساسات خود نشان دهید و در مورد آن صحبت کنید. بچه‌ها همیشه تماشا می‌کنند و گوش می‌دهند، بنابراین تمام تلاش خود را بکنید تا الگوی مناسبی برای  آنها باشید.

 

ارتباط چشمی با کودکان 

قرار گرفتن در سطح چشم کودکان، پیام مهمی از ایمنی، اعتماد و مراقبت را نشان می دهد. به آرامی حرکت کنید، از صدایی آرام استفاده کنید، در سطح کودک پایین بیایید و تماس چشمی برقرار کنید. تماس چشمی ممکن است برای برخی از کودکان دشوار باشد، به خصوص در حالت هیجانات شدید. بنابراین لطفاً انتظار نداشته باشید که همواره با شما تماس چشمی برقرار کنند.

 

بازخورد عاطفی و حسی

با حمایت از آنها با جملاتی مانند “به نظر می رسد غمگینی…” به کودک کمک کنید تا یاد بگیرد که به احساسات خود برچسب بزند.

 

درک طبیعی بودن تجربه احساسات مختلف

ما می‌خواهیم بچه‌ها بدانند که ایرادی ندارد که هر گونه احساسی را تجربه کنند. سعی کنید چیزی شبیه این بگویید: “اشکالی ندارد که احساس ناامیدی می کنی، همه ما ناامید می شویم.” اگر کودک به گونه ای رفتار می کند که قابل قبول نیست، مطمئن شوید که با آرامش محدودیت هایی را تعیین کنید. تاکید کنید که همه احساسات خوب هستند، اما همه رفتارها خوب نیستند.

 

حمایت عاطفی و روانی

اجازه دهید کودک بداند که شما در کنار او هستید. “من همینجا هستم.” همچنین ممکن است در صورت تمایل، یک دست ملایم روی شانه او بگذارید یا او را در آغوش بگیرید.

 

گوش دادن به کودک

هنگامی که کودک احساسات خود را تشخیص می دهد، به دیدگاه کودک گوش دهید. سعی کنید در حین بیان او چیزی نگویید. بدون قضاوت گوش کنید،  اگر مکث کرد به گوش کردن ادامه دهید و با آرامش آنچه را که به شما می‌گوید تکرار کنید.

 

تایید و همدلی کنید

اجازه دهید کودک بداند که شما آنچه را که بیان می کند درک می کنید و ابراز همدردی می کنید (من تو را می بینم). “من می توانم ببینم که چقدر برای تو سخت بود.”

 

تنظیم احساسات

به کودک در تنظیم احساساتشان، به ویژه احساسات سخت، کمک کنید. به الگوبرداری از رفتار آرام خود ادامه دهید و در عین حال کودک را تشویق کنید تا از استراتژی های خود برای آرامش استفاده کند. کودکان همه منحصر به فرد هستند، آنها در مدت زمانی که طول می کشد تا به آرامش برسند و در استراتژی های آرامش بخش مورد علاقه خود، متفاوت هستند. 

 

به حرکت خود ادامه بده

مهم این است که پیش برویم و به فرزندانمان بیاموزیم که بعد از احساسات سخت به مسیر خود ادامه دهند. خواندن داستان با یکدیگر و فرستادن بچه ها برای بازی با همسالانشان می تواند مفید باشد، ما می خواهیم بچه ها بتوانند در کنار تجربه احساسات سختشان به مسیر خود ادامه دهند.

 

فعالیت های روزانه:

  • همانطور که از کودک پس از بازگشت به خانه استقبال می کنید، از او بخواهید که احساس خود را بگوید. 
  • برای حمایت از او از چرخ احساسی که احساسات مختلف را با یک نقاشی نشان می دهد استفاده کنید. 
  • کودک را هدایت کنید تا به صورت و زبان بدن دوستانش نگاه کند و به احساس دیگران فکر کند. 
  • وقتی کودک هنگام صحبت از کلمات احساسی استفاده می کند او را تحسین کنید. 
  • از مثال های زندگی واقعی برای آموزش استفاده کنید که چگونه به احساسات پاسخ می دهید.

 

فعالیت های سوادآموزی

  • در حین خواندن با صدای بلند سوالاتی از این قبیل بپرسید: “احساس شخصیت داستان چیست؟” “آیا می توانید همین احساس را نشان دهید؟” “آیا تا به حال این طور احساس کرده ای؟”
  • هنگام خواندن داستان ها با صدای بلند، از او بخواهید بگوید شخصیت ها چه احساسی دارند و چرا.
  • واژگان عاطفی را با گره زدن احساسات به حروف و صداهایی که روی آنها تمرکز می کنید، گسترش دهید. به عنوان مثال: “چه کلمات احساسی با “ش” یا “ن” شروع می شوند؟” شجاع، ناراحت.
  • از کودک بخواهید احساسی را انتخاب کند و از او بخواهید زمانی را که آن احساس را تجربه کرده است، ترسیم کند. 

 

فعالیت های نمایشی

  • از عروسک ها برای بازی در موقعیت های مختلف زندگی واقعی استفاده کنید. می توانید سناریوها را مستقیماً از زندگی روزمره خود بگیرید، برای مثال – یک عروسک یک پاک کن را از عروسک دیگر می گیرد. از کودک بپرسید که عروسک ها چه احساسی دارند و آن احساسات را با چهره و بدن خود نشان دهد. از مدل عروسکی بخواهید که با احساسات کنار بیاید و مشکل را حل کند. الان همه چه حسی دارند؟
  • از کودک بخواهید احساسات خود را با حالات صورت و زبان بدن نشان دهد. اگر می‌خواهید روی احساسات خاصی تمرکز کنید، می‌توانید کتاب‌هایی را انتخاب کنید که آن احساسات را نشان دهند و سپس از او بخواهید آن‌ها را به نمایش بگذارد.

 

فعالیت های حرکتی

  • برای این یکی به محیط باز بروید! برای مثال، سوت بزنید و از فرزند خود بخواهید که طوری راه برود که انگار هیجان‌زده هست. دوباره سوت را بزنید و از او بخواهید که طوری راه برود که انگار غمگین هست. فعالیت را آنقدر تکرار کنید که چندین احساس را تمرین کنید.
  • آهنگ اجرا کنید و یک مهمانی رقص برگزار کنید. احساسات مختلف را صدا کنید و به همراه کودک باید طوری برقصید که انگار آن احساس را دارید.

 

بازی

  • بازی حدس زدن: چهره های احساسات مختلف را بسازید و از کودک بخواهید احساس شما را حدس بزند.
  • آینه کاری: این بازی به صورت دسته جمعی در جمع دوستانشان باید انجام شود. هر کودک باید یک هم گروهی‌ برای خود انتخاب کند .یکی از کودکان یک چهره احساسی می سازد و کودک دیگر اعمال آنها را منعکس می کند. سپس می توانند احساسی را که نشان می دهند نام ببرند.
  • از کودک بخواهید در آینه نگاه کند و چهره های احساسی را تمرین کند.

 

فعالیت های هنری

  • در مورد این بحث کنید که رنگ ها چه احساساتی را نشان می دهند. از رنگ های مختلف برای بیان احساسات در هنر استفاده کنید. به عنوان مثال، رنگ قرمز احساس خشم را نشان می دهد و زرد باعث شادی می شود. از کودک بخواهید که نقاشی های مربوط به احساسات خود را رنگ آمیزی کند.
  • کودکان می‌توانند از مجلات برای برش عکس‌های افرادی که احساسات مختلف را نشان می‌دهند، استفاده کنند. سپس آنها می توانند تصاویر را مرتب کنند و حتی آنها را به صورت گروهی روی کاغذ بچسبانند.

 

کودکان در قضاوت درباره اینکه اتفاقات یا آدم ها چه احساساتی را منتقل می کنند بسیار عملکرد بالایی دارند. حتی اگر با آنچه آنها بیان می کنند موافق نیستید، لطفاً احساسات آنها را نادیده نگیرید. این مهم است که کودکان یاد بگیرند که با انواع احساسات کنار بیایند. کودکانی که قادر به درک، برچسب زدن، بیان و تنظیم طیف وسیعی از احساسات هستند، مزایای بلندمدتی برای سلامت روان و رفاه خود خواهند داشت. همه کودکان باید در محیطی زندگی کنند و یاد بگیرند که از نظر عاطفی احساس امنیت و اعتبار کنند – جایی که احساسات آنها شنیده می شود، پذیرفته می شود، درک می شود و با همدلی و شفقت مواجه می شود.

برچسب ها: رشد عاطفیشناخت احساسگوش دادن موثرهمدلی
قبلی سبک های فرزندپروری
بعدی چالش های ارتباط عاطفی با شخصیت وابسته

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

دسته‌ها
  • اختلال ها
  • بزرگسال
  • روابط عاطفی
  • سالمند
  • عمومی
  • فرزندپروری
  • کودک و نوجوان
  • مهارت زندگی
برچسب‌ها
PTSD اختلال خواب ارتباطات ارتباط عاطفی استرس اضطراب افسردگی افسردگی٬میانسالی انعطاف پذیری انکار انگیزه اهمالکاری بیماری تحقیر تصمیم گیری تعیین مرز تهدید حمایت والدین حمایتگری والدین خودشیفته خودمختاری دوپامین رابطه عاطفی رسانه های اجتماعی رشد عاطفی رهاشدگی روابط از راه دور زورگویی سرطان سیستم ایمنی صمیمیت طلاق عاطفی عزت نفس فرسودگی عاطفی لذت مشاجره والدین مشاوره ناامنی عاطفی هویت پاداش پرخاشگری پشتیبانی کمالگرایی گفتگوی سالم گوش دادن موثر

برای تجربه زندگی بهتر

© 1402.
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
ارسال به ایمیل
https://nillsou.com/?p=10529
مرورگر شما از HTML5 پشتیبانی نمی کند.